شوک ترامپ به توليد

تاریخ انتشار : 1403/12/18

دنياي اقتصاد- ترجمه: فاطمه کرکچي

داده‏‏‌هاي فدرال‌رزرو نيويورک نشان مي‌دهد پس از حضور ترامپ در کاخ‌سفيد، زنجيره‏‏‌هاي تامين نوسان بيشتري پيدا کرده‏‏‌اند؛ موضوعي که مي‏‏‌تواند به تورم، رشد هزينه‏‏‌ها و مازاد تقاضا منجر شود. در حالي که استرس زنجيره تامين در جهان پس از آرام‌شدن فضاي خاورميانه رو به کاهش گذاشته بود، شوک حضور ترامپ بر نوسان اين شاخص افزود.

 

شواهد فدرال‌رزرو نيويورک حاکي از افزايش اين شاخص در ماه گذشته ميلادي است. اين شاخص در ژانويه ۲۰۲۵ مقدار منفي۰.۱۹ بوده و در ماه بعد که فوريه است مقدار ۰.۰۷منفي را به ثبت رسانده است؛ عددي که بيانگر افزايش استرس و نيز تقويت رکود در اقتصاد است. اگرچه شاخص همچنان در محدوده منفي قرار دارد، ولي اين رقم‌‌‌ها نشانگر افزايش قابل‌توجهي در مقدار زنجيره تامين است. منفي بودن شاخص نشان‌‌‌دهنده افزايش محدوديت‌ها، اختلالات و چالش‌‌‌ها بر روي اين شاخص است.

شاخص قيمت زنجيره تامين جهاني (GSCPI) به‌عنوان يکي از معيارهاي مهم در ارزيابي وضعيت زنجيره تامين جهاني و قيمت‌گذاري محصولات و کالاها در بازارهاي جهاني شناخته مي‌شود. تغييرات اين شاخص مي‌‌‌تواند پيامدهاي قابل‌توجهي بر اقتصاد جهاني، تجارت بين‌المللي و قيمت‌گذاري محصولات در بازارها داشته باشد.

دلايل بالا رفتن شاخص استرس در زنجيره‌‌‌هاي تامين

۱. افزايش تقاضا: يکي از دلايل اصلي افزايش شاخص استرس زنجيره تامين، افزايش تقاضا در بازارهاي جهاني است. با گسترش اقتصادي در برخي کشورها و افزايش مصرف، نياز به کالاها و خدمات بيشتر شده و اين مساله فشار بر زنجيره تامين را افزايش مي‌دهد.

۲. اختلالات در زنجيره تامين: رويدادهاي غيرمنتظره مانند بلاياي طبيعي، شيوع بيماري‌‌‌ها و جنگ‌‌‌ها مي‌‌‌توانند به اختلال در زنجيره تامين منجر شوند. اين اختلالات معمولا باعث کاهش عرضه و افزايش قيمت‌ها مي‌‌‌شوند که به نوبه خود شاخص استرس زنجيره تامين را بالا مي‌‌‌برند. براي مثال، زمين‌‌‌لرزه توهوکو که در سال 2011 در ژاپن رخ داد و باعث بالا رفتن بيش از اندازه اين شاخص شد؛ سيل تايلند که در سال 2011 رخ داد يا کرونا که به همين ترتيب موجب بالا رفتن اين شاخص شد و شرايط را بدتر کرد.

۳. افزايش هزينه‌‌‌هاي حمل‌‌‌ونقل: افزايش قيمت سوخت، محدوديت‌هاي تجاري و تغييرات سياست‌‌‌هاي دولتي مي‌‌‌تواند هزينه‌‌‌هاي حمل‌‌‌ونقل را افزايش دهد. با افزايش اين هزينه‌‌‌ها، توليدکنندگان ناچار به افزايش قيمت کالاها و خدمات خود خواهند بود که به نوبه خود بر شاخص استرس زنجيره تامين تاثير مي‌‌‌گذارد.

۴. نوسانات نرخ ارز: تغييرات در نرخ‌هاي ارز مي‌‌‌تواند بر قيمت کالاها و خدمات در بازارهاي بين‌المللي تاثير بگذارد. نوسانات ارزي مي‌‌‌تواند هزينه‌‌‌هاي واردات و صادرات را افزايش يا کاهش دهد و در نتيجه بر شاخص استرس زنجيره تامين تاثيرگذار باشد.

به‌طور کلي مي‌‌‌توان اين نتيجه را گرفت که بالا رفتن اين شاخص نشانه‌‌ خوبي نيست و بايد اين شاخص را در سطح پايين نگه داشت. بالا رفتن اين شاخص نشانه افزايش فشار در زنجيره تامين است. افزايش در اين شاخص نشان مي‌دهد که زنجيره تامين جهاني تحت فشار بيشتري قرار دارد و به عبارت ديگر، با مشکلاتي مانند کمبود مواد اوليه، تاخير در حمل‌ونقل، افزايش هزينه‌‌‌ها و محدوديت‌هاي توليد بيشتر مواجه شده است.

عامل ديگري که مي‌‌‌توان به آن پي برد، وجود تورم است. بالا رفتن اين شاخص تداعي‌‌‌‌گر وجود تورم و افزايش سطح قيمت‌هاست و توليدکنندگان مجبورند هزينه‌‌‌هاي توليد بيشتري را براي توليد محصولاتشان بپردازند. بالا رفتن هزينه‌‌‌هاي توليد هم بيانگر کاهش توليد است و از طرفي افت بهره‌‌‌وري نيروي کار را به همراه دارد.

دلايل پايين آمدن استرس زنجيره تامين

۱. کاهش تقاضا: در شرايطي که اقتصاد جهاني دچار رکود مي‌شود، تقاضا براي کالاها و خدمات کاهش مي‌‌‌يابد. کاهش تقاضا مي‌‌‌تواند باعث کاهش فشار بر زنجيره تامين و در نتيجه پايين آمدن قيمت‌ها و کاهش شاخص استرس زنجيره تامين شود.

۲. بهبود در زنجيره تامين: اقدامات موثر در بهبود زنجيره تامين، از جمله سرمايه‌گذاري در فناوري و فرآيندهاي جديد مي‌‌‌تواند به کاهش هزينه‌‌‌هاي توليد و حمل‌‌‌و‌‌‌نقل منجر شود. اين بهبودها مي‌‌‌توانند در نهايت موجب کاهش قيمت‌ها و پايين آمدن شاخص استرس زنجيره تامين شوند.

۳. کاهش هزينه‌‌‌هاي انرژي: کاهش قيمت‌هاي جهاني نفت و گاز مي‌‌‌تواند به کاهش هزينه‌‌‌هاي توليد و حمل‌‌‌و‌‌‌نقل منجر شود. پايين آمدن هزينه‌‌‌هاي انرژي به توليدکنندگان امکان مي‌دهد که کالاهاي خود را با قيمت‌هاي کمتري به بازار عرضه کنند و اين مساله به پايين آمدن استرس زنجيره تامين کمک مي‌کند.

۴. ثبات در بازارهاي مالي: شرايط پايدارتر در بازارهاي مالي و کاهش نوسانات غيرمنتظره مي‌‌‌تواند به افزايش اعتماد در ميان توليدکنندگان و مصرف‌کنندگان منجر شود. اعتماد بيشتر مي‌‌‌تواند به رشد اقتصادي و افزايش تقاضا در بلندمدت کمک کند، اما در کوتاه‌‌‌مدت ممکن است باعث کاهش استرس زنجيره تامين شود.

پايين آمدن اين شاخص به معني بهبود شرايط کلي اقتصادي است. اين بهبود موجب کاهش مشکلات اقتصادي مي‌شود؛ چرا که از فشارهاي ناشي از هزينه‌‌‌هاي بالا بر مصرف‌کنندگان و توليدکنندگان کاسته مي‌شود. از طرفي، اين امر نشانگر کاهش تورم است؛ زيرا کاهش هزينه‌‌‌هاي توليد و حمل‌‌‌ونقل موجب ثبات يا حتي کاهش قيمت کالاها و خدمات مي‌شود. اين موضوع مي‌‌‌تواند به افزايش قدرت خريد خانوارها و تقويت تقاضاي داخلي منجر شود.

به‌علاوه، کاهش اين شاخص مي‌‌‌تواند تداعي‌گر افزايش در سطح توليد باشد؛ زيرا بنگاه‌‌‌ها و توليدکنندگان مي‌‌‌توانند مواد اوليه و ساير نهاده‌‌‌هاي توليدي را با قيمت پايين‌‌‌تري خريداري کنند. اين امر نه‌تنها حاشيه سود آنها را بهبود مي‌‌‌بخشد، بلکه امکان سرمايه‌گذاري بيشتر و افزايش ظرفيت توليد را نيز فراهم مي‌‌‌آورد. در نتيجه، کاهش هزينه‌‌‌هاي توليد مي‌‌‌تواند به اشتغال‌زايي و رشد اقتصادي منجر شود.

اثرات تغييرات استرس زنجيره تامين

تغييرات در شاخص استرس زنجيره تامين (GSCPI) مي‌‌‌تواند اثرات متعددي بر اقتصاد جهاني و تجارت داشته باشد. افزايش اين شاخص معمولا به معناي افزايش هزينه‌‌‌ها براي توليدکنندگان و در نهايت مصرف‌کنندگان است. اين افزايش قيمت‌ها مي‌‌‌تواند به رکود اقتصادي يا تورم فزاينده منجر شود. از طرف ديگر، کاهش اين شاخص مي‌‌‌تواند به کاهش فشار بر مصرف‌کنندگان و افزايش خريد و تقاضا منجر شود که در نهايت به رشد اقتصادي کمک مي‌کند. به‌‌‌علاوه، نوسانات GSCPI مي‌‌‌تواند بر تصميمات تجاري و سرمايه‌گذاري تاثير بگذارد. شرکت‌ها مي‌‌‌توانند به دليل افزايش قيمت‌ها، در استراتژي‌‌‌هاي توليد و تامين خود تجديدنظر کنند و به دنبال منابع جديد و بهينه‌‌‌تر باشند. اين شاخص در برابر شوک‌‌‌هاي ناگهاني بسيار آسيب‌‌‌پذير است و بازيابي اين شاخص بعد از اين شوک‌‌‌ها بحراني و زمان‌بر است.

پيش‌بيني تغييرات در شاخص GSCPI معمولا به دليل پيچيدگي‌‌‌هاي موجود در زنجيره تامين و بازارهاي جهاني چالش‌‌‌برانگيز است. با اين حال، معمولا از ترکيبي از شاخص‌‌‌هاي پيشرو، داده‌‌‌هاي تجاري، تغييرات در هزينه‌‌‌هاي حمل‌‌‌ونقل و روندهاي کلان اقتصادي براي تخمين نوسانات آينده در شاخص GSCPI استفاده مي‌شود. عواملي مانند سياست‌‌‌هاي تجاري، نرخ بهره، تنش‌‌‌هاي ژئوپليتيک و تغييرات در تقاضاي جهاني مي‌‌‌توانند به‌‌‌طور قابل‌توجهي بر اين شاخص تاثير بگذارند. علاوه بر اين، داده‌‌‌هاي تجاري نيز نقش مهمي در پيش‌بيني GSCPI ايفا مي‌کنند. تحليل حجم و ارزش صادرات و واردات، تغييرات در تعرفه‌‌‌ها و موانع تجاري و روندهاي تجاري منطقه‌‌‌اي و جهاني مي‌‌‌تواند اطلاعات مهم و حياتي در مورد وضعيت زنجيره تامين ارائه دهد.