تاریخ انتشار : 1403/12/11
دنياي اقتصاد - سارا نصيري : به نظر ميرسد سال ۱۴۰۴ براي صنايع سختتر خواهد شد اگر براي مساله تامين مالي اين بخش چارهانديشي نشود. از آنجا که ۸۹درصد تامين مالي سالانه و رسمي بخش توليد از مسير بانک است و سياست کنترل ترازنامه مسير را براي دريافت تسهيلات بر بسياري از بخشهاي صنعتي و معدني بسته، مسير بورس راه جذاب و کمهزينهاي براي جذب نقدينگي است. بااينحال رکود حاکم بر بورس موجب شده از اين بخش نيز چيز زيادي نصيب توليد نشود. تقسيم پياپي سود در طول سال مالي، فضاي پرابهام بازار ثانويه، سود بالاي بازارهاي دارايي نظير ارز، رمزارز و طلا در کنار رونق اندک بازار براي عرضه اوليه سهام همه از مسيرهايي است که بر خشکيدگي مالي شرکتهاي صنعتي در ايران اثر گذاشته است. به همين دليل ميتوان ادامه وضع موجود در بازار سرمايه را دور شدن صنايع از تامين مالي دانست. بديهي است وقتي صنعت دچار کمبود نقدينگي باشد و دست صنعتگر از منابع مالي براي توسعه و تکميل پروژه دور بماند، پتانسيل رشدزايي اقتصاد کاسته ميشود.
بازار سرمايه بهعنوان يکي از ارکان اصلي نظام مالي، نقشي حياتي در تامين مالي صنايع و توسعه اقتصادي ايفا کرده و در صورت اجراي سياستهاي اصولي، امکان تزريق منابع به بخش صنعت را دارد. اين بازار با جذب سرمايههاي خرد و کلان، امکان تامين مالي پروژههاي بزرگ صنعتي را فراهم ميسازد و به رشد و پويايي اقتصاد کمک ميکند. در بسياري از کشورهاي جهان، بازار سرمايه بهعنوان منبع اصلي تامين مالي صنايع شناخته ميشود و سهم قابلتوجهي در اين زمينه دارد. در ايران، با وجود پتانسيلهاي موجود، سهم بازار سرمايه در تامين مالي صنايع محدود است.
براساس آمارهاي موجود، تنها ۱۱درصد از تامين مالي صنايع از طريق بازار سرمايه انجام ميشود. اين در حالي است که در کشورهاي درحالتوسعهاي مانند مالزي و ترکيه، بازار سرمايه نقش پررنگتري در تامين مالي صنايع ايفا ميکند.در مالزي، بازار سرمايه يکي از ابزارهاي اصلي تامين مالي شناخته ميشود. اين کشور با ايجاد بازارهاي سهام جايگزين مانند بازار ACE، فرصتهاي متعددي براي بنگاههاي فعال در تمامي بخشهاي اقتصادي فراهم کرده است. اين بازارها به شرکتها اجازه ميدهند بدون محدوديتهاي سختگيرانه وارد بازار سرمايه شوند و از طريق انتشار اوراق بدهي و سهام، منابع مالي مورد نياز خود را تامين کنند. اين رويکرد باعث شده مالزي در توسعه اقتصادي خود به موفقيتهاي چشمگيري دست يابد.
ترکيه نيز با بهرهگيري از ظرفيتهاي بازار سرمايه، توانسته است سهم قابلتوجهي از تامين مالي صنايع را از اين طريق فراهم کند. اين کشور با ايجاد زيرساختهاي مناسب و تسهيل فرآيندهاي ورود شرکتها به بازار سرمايه، امکان جذب سرمايههاي داخلي و خارجي را فراهم کرده است. اين اقدامات منجر به افزايش سرمايهگذاري در بخشهاي مختلف صنعتي و در نهايت رشد اقتصادي پايدار در ترکيه شده است.در مقابل، در ايران تامين مالي صنايع بيشتر متکي به سيستم بانکي است و بازار سرمايه نتوانسته است نقش موثري در اين زمينه ايفا کند. اين وابستگي به سيستم بانکي، محدوديتهايي را در تامين مالي پروژههاي بزرگ صنعتي ايجاد کرده و رشد اقتصادي را با چالشهايي مواجه ساخته است.
با توجه به تجربيات موفق ساير کشورها ضروري است که ايران نيز با تقويت زيرساختهاي بازار سرمايه و تسهيل فرآيندهاي ورود شرکتها به اين بازار، سهم بازار سرمايه در تامين مالي صنايع را افزايش دهد. اين اقدام ميتواند به تنوعبخشي در منابع تامين مالي، کاهش وابستگي به سيستم بانکي و درنهايت رشد و توسعه پايدار اقتصادي منجر شود.
در شرايطي که بازار سرمايه با کاهش ارزش و افت سودآوري مواجه شود، تاثيرات آن تنها به سرمايهگذاران محدود نميشود، بلکه بخشهاي کليدي اقتصاد، از جمله صنعت و توليد نيز تحتتاثير قرار ميگيرند. براي بررسي اين موضوع، با فرهاد خانميرزايي، حميد ميرمعيني و روزبه درخشان گفتوگويي داشتيم تا به تحليل اثرات رکود بازار سرمايه بر سرمايهگذاريهاي صنعتي و روند توليد بپردازيم.
فرهاد خانميرزايي در خصوص تاثير رکود بازار سرمايه بر توليدات و سرمايهگذاريهاي صنعتي اظهار کرد که بخش مهمي از سرمايهگذاريهاي کشور از طريق شرکتهاي بورسي انجام نميشود و در مقايسه با کل اقتصاد، سهم بازار سرمايه در تامين مالي چندان بزرگ نيست. بااينحال، تاثير آن از طريق دو بخش اصلي، يعني بازار اوليه و بازار ثانويه، قابل بررسي است.اين دانشآموخته دانشگاه صنعتي شريف افزود که بازار اوليه و ثانويه به هم مرتبط هستند، بهطوريکه رونق بازار ثانويه موجب افزايش تمايل شرکتها براي ورود به بازار اوليه و جذب منابع مالي ميشود.
اما رکود بازار سرمايه اين جذابيت را کاهش داده و شرکتها را از افزايش سرمايه منصرف ميکند. در چنين شرايطي، سهامداراني که از بازده سرمايهگذاري خود سودي کسب نکردهاند، به دنبال دريافت سود تقسيمي از شرکتها هستند.اين کارشناس اقتصادي تصريح کرد که افزايش فشار براي پرداخت سود تقسيمي موجب کاهش منابع داخلي شرکتها ميشود. از آنجا که اين منابع يکي از اصليترين راههاي تامين مالي براي سرمايهگذاريهاي جديد هستند، کاهش آنها، توان شرکتها براي توسعه و سرمايهگذاري صنعتي را محدود ميکند.
ميرمعيني در خصوص تاثير رکود بازار سرمايه بر توليدات صنعتي و سرمايهگذاريهاي صنعتي اظهار کرد که بازار سرمايه نقشي اساسي در تامين مالي شرکتها و بنگاههاي اقتصادي پذيرفتهشده در بورس دارد. وي افزود که بسياري از هلدينگهاي بزرگ در بورس و فرابورس حضور دارند و تامين مالي از طريق بازار سرمايه ميتواند به تامين سرمايه در گردش شرکتهاي زيرمجموعه اين هلدينگها و ساير بنگاههاي اقتصادي کمک کند.اين استاد دانشگاه شهيد بهشتي تصريح کرد که رونق بازار سرمايه ارتباط مستقيمي با ميزان بازدهي آن براي سرمايهگذاران دارد. در صورتي که بازده مورد انتظار سرمايهگذاران تامين نشود، جريان نقدينگي به سمت بازار سرمايه حرکت نخواهد کرد و سرمايه ثابتي که براي اجراي طرحها و پروژهها ضروري است، تشکيل نخواهد شد.
در چنين شرايطي، تامين مالي از طريق بازار سرمايه دشوار يا حتي غيرممکن خواهد شد.اين صاحب نظر بورسي ياد آور شد در بسياري از کشورها، توسعه مالي و رونق بازار سرمايه يکي از عوامل کليدي توسعه اقتصادي شناخته ميشود. وي به تجربه کشورهايي مانند مالزي و ترکيه اشاره کرد که در روند توسعه اقتصادي خود، توسعه بازار سرمايه را بهعنوان يک محرک اساسي در نظر گرفتهاند.
اين کشورها از بازار سرمايه نهتنها براي تامين مالي از طريق اوراق بدهي، بلکه از طريق اوراق مالکيتي نيز بهره بردهاند.وي تاکيد کرد که رونق بازار سرمايه تابعي از ميزان سودآوري شرکتهاي فعال در بورس و فرابورس است و اين سودآوري نيز مستقيما تحتتاثير شرايط اقتصادي و سياستگذاريهاي کلان اقتصادي قرار دارد.در پايان، ميرمعيني اين روند را يک چرخه بههمپيوسته دانست و بيان کرد که در صورت رشد اقتصادي، بازار سرمايه نيز رونق خواهد يافت و از سوي ديگر، رونق بازار سرمايه تاثير مثبتي بر رشد و توسعه اقتصادي خواهد داشت.
روزبه درخشان در خصوص تاثير رکود بازار سرمايه بر توليدات و سرمايهگذاريهاي صنعتي بيان کرد که بازار سرمايه خود معلول توليدات است و براي رونق آن، ابتدا بايد رشد اقتصادي و سودآوري شرکتها اتفاق بيفتد. وي افزود که معاملات ثانويه در بازار سرمايه تاثير چنداني بر توليدات ندارد و اين تاثيرگذاري در بازار اوليه که شرکتهاي توليدي ميتوانند تامين مالي انجام دهند، بيشتر مشاهده ميشود.وي تصريح کرد که عوامل متعددي بر رونق بازار سهام تاثير ميگذارند که مستقيما به توليدات شرکتها مرتبط نيستند.
براي مثال، نرخ بهره بالا باعث ميشود سرمايهگذاران به جاي ورود به سهام، سرمايه خود را به سمت اوراق درآمد ثابت و صندوقهاي کمريسک هدايت کنند. همچنين، افزايش ريسکهاي سيستماتيک، چه در سطح ملي و چه بينالمللي، سرمايهها را به سمت داراييهاي امنتري مانند طلا سوق ميدهد.اين دانشآموخته دانشگاه تهران يادآور شد که رشد توليد شرکتها و افزايش سودسازي آنها، عامل اصلي رونق بازار سرمايه است. وي توضيح داد که شرکتهاي توليدي براي افزايش توليد و سودآوري خود، نيازمند شرايط تجاري مساعد هستند. براي مثال، در صورت نبود تحريمها، شرکتها ميتوانند محصولات خود را راحتتر در بازارهاي بينالمللي به فروش برسانند و رقابتپذيري بيشتري داشته باشند.
همچنين، کاهش نرخ بهره ميتواند هزينههاي تامين مالي را کاهش داده و سرمايهگذاري در توليد را افزايش دهد که اين امر به کنترل هزينهها و بهبود سودسازي شرکتها منجر ميشود.اين فعال بازار سرمايه تصريح کرد زماني که شرکتها سودآوري خود را افزايش دهند، اين امر در گزارشهاي مالي آنها منعکس شده و سرمايهگذاران را به خريد سهام تشويق ميکند، که در نهايت موجب رونق بازار سرمايه ميشود. درخشان در پايان افزود که رکود بازار سرمايه بهتنهايي عامل کاهش توليد در شرکتها نيست، بلکه اين رابطه برعکس است؛ يعني افزايش توليد و سودآوري شرکتها به رونق بازار سرمايه منجر ميشود.
بازار سرمايه نقش بسيار مهمي در تامين مالي صنايع و رشد اقتصادي دارد. کشورهاي موفق مانند مالزي و ترکيه با استفاده بهينه از ظرفيتهاي بازار سرمايه توانستهاند تامين مالي صنايع خود را از طريق اين بازار گسترش دهند و رشد اقتصادي پايداري را تجربه کنند. در مقابل، بورس در ايران با سهم بسيار کم و ۱۱درصدي از تامين مالي صنايع، هنوز نتوانسته است از پتانسيلهاي اين بازار بهطور کامل بهرهبرداري کند. بنابراين، براي رسيدن به توسعه اقتصادي و کاهش وابستگي به سيستم بانکي، نياز است ايران با اصلاحات لازم در زيرساختهاي بازار سرمايه و تسهيل ورود شرکتها به اين بازار، شرايط را براي جذب سرمايههاي داخلي و خارجي فراهم کرده و سهم بازار سرمايه در تامين مالي صنايع را افزايش دهد. اين اقدام ميتواند به رشد پايدار اقتصادي کشور کمک کرده و آيندهاي روشنتر براي صنايع و توليدات صنعتي رقم بزند.